cheeky girl

امدم نبودی رفتم pcmagical
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آذر 1389ساعت 22:30  توسط cheeky girl  | 

یهنی کی باهوش تره؟(سوال های بی جواب)

 

اگربه این ۵ سوال ساده پاسخ دهیدباهوش ترین هستید

به تصویر زیر نگاه کنید و به سوالات پاسخ دهید!!

بزرگترين سايت فرهنگي و تفريحي ايرانيان |bia2sms.org

بزرگترين سايت فرهنگي و تفريحي ايرانيان |bia2sms.org

کدام دانشجو خسته و خواب آلود به نظر می‌رسد؟

کدامشان دوقلو می‌باشند؟

چند تا زن در عکس دیده می‌شود؟

چند نفرشان خوشحال هستند؟

چند نفرشان ناراحت می‌باشند؟

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اسفند 1388ساعت 11:11  توسط cheeky girl  | 

نیمچه اس ام اس

مرد دوستی را كشف كرد و عشق اختراع شد.
زن عشق را كشف كرد و ازدواج را اختراع كرد!
مرد تجارت را كشف كرد و پول را اختراع كرد.
زن پول را كشف كرد و « خرید كردن » اختراع شد!
از آن به بعد مرد چیزهای بسیاری را كشف و اختراع كرد.
ولی زن همچنان مشغول خرید بود!!!hee hee اس ام اس های با حال

زن تو زندگیت مثل ویروسه!!!  اس ام اس های با حال
اگه وارد زندگیت بشه:
1. جیباتو Search می کنه!
2. پولاتو Delete می کنه!
3. خانوادتو Edit می کنه!
4. ارتباط با دوستاتو Cut می کنه!
5. دفترچه تلفن موبایلتو Scan می کنه!
6. خوشیاتو Cancel می کنه!
7. آخرش هم مخت Hang می کنه!!!
chatterbox 

یك روز یك گنجشك با یك موتوری تصادف می كند و بی هوش می شود. وقتی به هوش می آید، می بیند در قفس است. می زند توی سرش و می گوید: «بیچاره شدم، موتوریه مرد!»

آلبرت انیشتین:
هیچ وقت چیزی رو خوب نمیفهمی مگر اینکه بتونی به مادربزرگت توضیحش بدیrock on!



+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 17:7  توسط cheeky girl  | 

آموزش خودآموز باکلاس شدن برای آقاهااااااااا

خود آموز با كلاس شدن(برای آقایان) ( طنز پسرانه و دخترانه , )

 

خود آموز با كلاس شدن(برای آقایان)

1.ظهر خروس خون كه بیدار شدید به هیشكیه هیشكی سلام نكنید

2.گوشی موبایلتون رو حتی ۰۰۰۱/۰ثانیه از خودتون دور نكنید ویه سره

smsو miss call بزنید(اگه خطتون اعتباریه و شارژ نداره الكی رو دكمه هاش فشار بدید.ولی نه محكم!چون مثلا گوشی لمسیه)

۳.در صورت امكان اسمتون رو به اینگلیش تغییر بدید مثلا داوود به دیوید

4.یادتان نره دیگر عباس شوكت خانم فقط از زری دختر همسایه نباید خوشش بیاد.خود تو هم همینطور!

5. با كلاس ها قلیونارو نمی زنن زیر بغل و یه مشت تخمه جاپونی تو هر سوراخه لباسشون پیدا نمیشه(اگه با دیدن قلیون رو طاقچه تحریك به استفاده از اون میشید كوزه ی شیشه ایی اونرو به یك گلدان مبدل سازید.كلی كلاسیكه)

6. اگه حوصلتون از كانون گرم خانواده سررفت خانم رو میبرید خونه ی مادر خانم و خودتون میرن شصت نفری صفا(یادتون نره موقع برگشت كلی غر بزنید كه تنهایی رفتن برای عیادت دوستتون اصلا حال نداد و كلی زن زلیلیتون رو به رخ خانم و خانوادش بكشید)

7.دم كفتری موهارو پیرایش كنید و سعی كنید فكل ها از بالا 10سانت و از طرفین 5سانت خارج از كله باشد

خود آموز با كلاس شدن(برای آقایان)1.ظهر خروس خون كه بیدار شدید به هیشكیه هیشكی سلام نكنید

2.گوشی موبایلتون رو حتی ۰۰۰۱/۰ثانیه از خودتون دور نكنید ویه سره

smsو miss call بزنید(اگه خطتون اعتباریه و شارژ نداره الكی رو دكمه هاش فشار بدید.ولی نه محكم!چون مثلا گوشی لمسیه)

۳.در صورت امكان اسمتون رو به اینگلیش تغییر بدید مثلا داوود به دیوید

4.یادتان نره دیگر عباس شوكت خانم فقط از زری دختر همسایه نباید خوشش بیاد.خود تو هم همینطور!

5. با كلاس ها قلیونارو نمی زنن زیر بغل و یه مشت تخمه جاپونی تو هر سوراخه لباسشون پیدا نمیشه(اگه با دیدن قلیون رو طاقچه تحریك به استفاده از اون میشید كوزه ی شیشه ایی اونرو به یك گلدان مبدل سازید.كلی كلاسیكه)

6. اگه حوصلتون از كانون گرم خانواده سررفت خانم رو میبرید خونه ی مادر خانم و خودتون میرن شصت نفری صفا(یادتون نره موقع برگشت كلی غر بزنید كه تنهایی رفتن برای عیادت دوستتون اصلا حال نداد و كلی زن زلیلیتون رو به رخ خانم و خانوادش بكشید)

7.دم كفتری موهارو پیرایش كنید و سعی كنید فكل ها از بالا 10سانت و از طرفین 5سانت خارج از كله باشد

 8.هر روز 2ساعت و 7 دقیقه را در آرایشگاه بگذرانید (حالا اگه تو جیبتون شپش MCمیزنه از بی پولی عیب نداره نا امید نشید فقط توی آرایشگاه آدمارو نیگا كنید و ور بزنید و خالی ببندید كه شلوارتون رو عوض كردید و پول توی جیبش نیست.عوضش كلی كلاس داره از آرایشگاه در میاین)

9.در صورت نیاز, با قیچی به جون شلوارتون بیافتید و سر زانو ها و هر جای سالمشو نخكش كنید(این مورد توصیه نمی شود)

10.همیشه یه بسته آدامس همراه داشته باشید (ترجیها اوربیت باشد تا خروس نشان)

11.هیچ موقع ساعت مچی نبندید تا درصورت نیاز برای مواقع آشنایی با یك مادمازل راهی وجود داشته باشد.

12.از هر سوراخی كه شده یك كاور گیتار بیس پیدا كنید و آنرا ولو خالی با خود در هر مكان حمل نمایید(حتی wc)

13.همواره یا هندزفیری یا هر زقنبود دیگری كه در سوراخ گوش فرو میرود را مورد استفاده قرار دهید.(خودكار ,انگشت شست و از این قبیل در لیست زقنبود نمی باشد)

14.زنجیر بلندی كه با آن كلید هارو به جیب شلوار متصل میكند را با یك عروسك یك وجبی خرس تعویض نمایید.(بررسی ها نشان داده دیدن جاسوویچی هایی از این قبیل ذهن بیننده را به این سمت منحرف می سازد كه هدیه ایی از مادمازل تسخیر شده ی شماست)

15.رژیم سبزیجات را انتخاب كنید چرا كه نه تنها كلاس دارد بلكه كمبود و كسری بودجه جبران می شود

16.برای رنگ بندی در تیپ لباسی خود از رنگ های وق یا بوق استفاده كنید مثل بنفش سیر -قرمزآلبابویی-زرد لیمویی-سبز فسفری یا وزغی ویا از رنگ های بی حال مثل صورتی

17. 7كلمه از 10 كلمه ی حرف هایتان انگلیش باشد مخصوصا در جملات عاشقانه(اگر مغزتون كشش داره چندجمله فرانسه را هم یادبگیرید مثل : je t'aime)

18.در مورد مدل ماشین پاتون رو از مگان پایین تر نذارید(در مورد رنگش هم از لیست ارایه شده در ردیف شماره 16 استفاده كنید)توجه داشته باشید باید هر جایی از ماشین رو نگاه میكنید سی دی ریخته باشه.تصویری و بازی پلی استیشن هم بود ایرادی نداره.اسپورت بودن ماشین در اولویت درگیری های ذهنی شماست.

19.روزای برفی تیوپ سواری رو فراموش كنید و به پیست اسكی برید.اسكی بلد نیستید اشكالی نداره.همین كافیه كه بلیط وردیش توی وسایلتون پیدا باشه

20.توی داشبرد ماشینتون اینها رو بذارید: ادكلن-پیپ و فندك نقره-كلی سی دی-نقشه ی یكی از شهرای اروپا-كتابچه ی شعر فرانسه-سوهان ناخن

21.یك تفنگ ساچمه ای برای شكار تهیه فرمایید.استفاده از تیر كمون جیز میباشد و پیگرد اخلاقی دارد.

22.كیف پول خالیتان را با انواع كارتهای اعتباری بیارایید.(داشتن موجودی ضروری نمی باشد!)

عواقب بعدی این متد مربوط به خود آموزان عزیز بوده و مولف به هیچ وجه هیچ گونه مسولیتی را به عهده نمی گیرد.

مطلب جالب درباره خانمها ( طنز پسرانه و دخترانه , )

 

۱-خانمها مثل رادیو هستند..... هر چی میخوان میگن ولی هر چی بگی نمی شنوند


۲-  خامنها مثل چسب دوقلو هستند.....اگه دستشان با گوشی تلفن مخلوط شد دیگه باید سیم تلفن را برید


۳-  خانمها مثل رعدوبرق هستند ..... اول برق چشماشون میرسه بعد رعد صداشون

۶-  خانمها مثل گچ هستند ..... اگه چند دقیقه مدارا کنید چنان سفت و سخت میشن که دیگه حالتی نمی گیرند.


     7-  خانمها مثل کنتور برق هستند..... هر چند سال یکبار عدد سنشون صفر میشه


     8-  چرا خانمها نمی توانند نقشه بخوانند/ ..... برای اینکه فقط ذهن مرد هستش که میتونه تجسم و درک کنه که یک کیلومتر با یک سانتی متر نشون داده شده


     9-  خانمها مثل اینترنت هستند.... از هر موضوعی بک فایل اطلاعاتی دارند


     10-  خانمها مثل فلزیاب هستند ..... از نزدیک طلافروشی که رد میشن عکس العمل نشان میدن


     11-  خانمها مثل موبایل هستند هر موقع کار مهم دارید در دسترس نیستند


     ۴-  خانمها مثل لیمو شیرین هستند..... اول شیرین هستند ولی بعد تلخ میشن

مشخصات یک پسر خوب ( طنز پسرانه و دخترانه , )

 

یک پسر خوب زمانی که کسی میخواهد از عرض خیابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نمیکند
یک پسر خوب زمانی که یک دختر خانم راننده میبیند ذوق زده نشده و در صدد عقده ای بازی بر نمی آید
یک پسر خوب که ژیان سوار میشود روی بنز همسایه با سوئیچ ماشین نقاشی نمیکشد
یک پسر خوب زمانی که تصادف میکند همانند قبائل زامبی وحشی بازی در نمی آورد
یک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمایندگی از راهداری و شهرداری خیابانهای شهر رو متر نمیکنه
یک پسر خوب زمانی که کسی میخواهد از عرض خیابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 4 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نمیکند
یک پسر خوب زمانی که یک دختر خانم راننده میبیند ذوق زده نشده و در صدد عقده ای بازی بر نمی آید
یک پسر خوب که ژیان سوار میشود روی بنز همسایه با سوئیچ ماشین نقاشی نمیکشد
یک پسر خوب زمانی که تصادف میکند همانند قبائل زامبی وحشی بازی در نمی آورد
یک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمایندگی از راهداری و شهرداری خیابانهای شهر رو متر نمیکنه
یک پسر خوب به محض دیدن یک دختر خانم متین با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نمیشه
یک پسر خوب دکمه های پیراهنش را از یک متر زیر ناف تا زیر چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلی محکم میکند
یک پسر خوب به محض دیدن دختر همسایه رنگش لبوی شده و چشمش را به آسفالت میدزود
یک پسر خوب روزی10 بارهوس بردن نذری به دم در خانه همسایه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نمیکنه
یک پسر خوب بیشتر از 5 دقیقه در دستشوئی نمیماند . (نکته کنکوری)
یک پسر خوب 5 ساعت در حمام آهنگ جواد یساری نخوانده وبرای همسایگان آلودگی صوتی ایجاد نمیکند
یک پسر خوب اگر درد عشق گرفت در دکوی و برزن عرعر عشق نکرده و آبروی خانوادگی خود را نمیبره
یک پسر خوب با دوستانی که مشکوک به چت و لا ابالی گری هستند معاشرت نمیکند
یک پسر خوب به جای اینکه پول خود را در باشگاه بیلیارد و گیم نت و غیره دور بریزد بهتر است یحساب آتیه جوانان باز کند و به فکر 1000 سالگی خودباشد
 
 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 15:1  توسط cheeky girl  | 

شعرطنز

شعرطنز

من هلاک تو و خاک زیر پاتم ، توپولوف!
من زمین خورده ی جعبه ی سیاتم ، توپولف!
کشته ی تیپ زدن و قد و بالاتم ، توپولوف!
قربون اون نوسانات صداتم ، توپولوف!
.

من هواپیما ندیدم این جوری ناز و ملوس
می پری پر میزنی روی هوا عین خروس!
بذار ایرباس واست عشوه بیاد – دراز لوس -
بدگلا چش ندارن ببیننت ، خوشگلا روس!
قربون چشات برم ، محو نیگاتم ، توپولف
یه کلوم ختم کلوم بنده فداتم ، توپولف!

 

مبارک بادت این روز جهانی

که نوشیدی شراب زندگانی

بدنیا آمدی لپّت تپل بود

ولیکن معده ات همواره شل بود

عمو،خاله،مامان،دائی و عمّه

بگفتن تخته اش انگار کمّه

ولی بخت زمان گردید یارت

همان تخته، بشد بازار کارت

که هم هالو و هم استاد گشتی

به چشم حاسدانت خار گشتی

خدا یارت بوَد ای دوست جونی

ایشالاتا۱۲۰سال بمونی 

Sms

عجب رسمیه رسمه زمونه.smsشده کارشبونه

میرن مسیجا از اونا فردا
هزینه هاشون ، به جا میمونه

یارو نشسته ، تنهای تنها
کاری نداره ، خالیه خونه

تا نیمه شب ها ، هی جک می سازه
واسه اونی که ، ابرو کمونه

این روزا مردم ، خیلی سرگرمن
هر کی می بینی ، شاد و خندونه

جاسم به شهلا ، شهلا به نیما
حرفای بودار ، هی می پرورونه!

دختره میگه .... ، پسره میره
آقاهه این ور ، آواز میخونه

آقا خوش تیپه ، ماکسیما داره
دختره تو پاش ، کفش کتونه

پازلفی هاشون ، شبیه میخه
چه میشود کرد ، جوون می تونه

جکای ناجور ، می فرسته از دور
حاج آقا شده ، امشب دیوونه

چه کاری داری ، به کار مردم
آخه عزیزم ،
مسیج گرونه

خلاصه اوضاع ، چه شیر تو شیره
برم بخوابم ، که خیلی دیره!

.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 16:29  توسط cheeky girl  | 

تست خودشناسی

تست خودشناسی

شمابه عنوان مردخانواده چقدرعیالتان رادوست دارید؟

به اندازه تعدادسکه های مهریه اش


ب- به اندازه تعداد قطعات جهیزیه اش
ج-به اندازه تمام صفرهای جلوی مبلغ موجودیه حساب بانکی اش
د- به اندازه تمام ستاره های آسمان درروز

چه عاملی سبب شدتا شما به خواستگاری عیالتان بروید؟

الف-جوونی کردم
ب- سادگی کردم
ج- گول خوردم
د- من که نرفتم خواستگاری، اون اومد

۳-اگرخدایی نکرده عیالتان فوت کندچکارمیکنید؟

الف-اول ناراحت وبعدخوشحال میشوید

-اول قبرستان وبعدمحضرمیروید

 ملاک شمادرانتخاب عیالتان چه بوده؟

الف-املاک پدرش
ب-دارایی پدرش

د-همه موارد

۵-اگرعیالتان ازشمابخواهدبرای روزتولدش یک گردنبند طلا بخرید چکارمیکنید؟

الف-تابعداز روز تولدش گم وگورمیشوید
تولدش خودتان رابه مریضی میزنید
ج-تابعداز روز تولدش خودتان رابه مردن میزنید
د- آدرس یک بدلی فروشی کار درست را از دوستتان می گیرید

۶- محبت آمیزترین جمله ای که به همسرتان گفتید چه بوده؟

الف-عزیزم امروز صبحانه چی داریم؟
ب- عزیزم ، امروز ناهار چی داریم؟

ج-عزیزم امشب شام چی داریم؟
من واقعا... من واقعا عاشق تو...من واقعا عاشق توروبچه باپنیرم

۷-درکارهای منزل چقدربه عیالتان کمک میکنید
الف-درخوردن غذابااوهمکاری میکنید
ب- کانال های تلویزیون را شما با کنترل عوض می کنید

ج-موقعی که عیالتان مشغول تمیزکردن منزل یاشستن ظروف است بازدن صوت ودست اوراتشویق مینمایید

د- گاهی اوقات کارهای شخصی تان را خودتان انجام می دهید

۸اگرعیالتان باشماقهرکندبرای آشتی کردنش چیکارمیکنید؟-
الف-شماهم بااوقهرمیکنیدتازمانی که خودش بیایدمنت کشی
ب-ازطریق به کارگیری سیستم اعمال خشونت .اورابه زوذ آشتی خواهیدداد

ج-اوراتهدیدمیکنیدکه اگرتا ۱۰ بشمارید آشتی نکند سریعا به اختیارنمودن همسرجدیداقدام میکنید.

د-حاضرید یک چیزی هم بدهیدتاهمیشه قهرباشید

۹-نظرتان درمورداین جمله چیست؟ «مهرم حلال .جونم آزاد»

الف-زیباترین جمله دنیاست
ب- با معنا ترین جمله دنیاست
ج-خوشحال کننده ترین جمله دنیاست
د- تخیلی ترین جمله عصر کنونی است

۱۰-درکل اززندگی باعیالتان راضی هستید؟!الف- اگرنباشم چیکارکنم؟
ب- چاره ای جز این ندارم
ج- یک جوری داریم می سازیم دیگه
د-بله که راضی هستم.البته تازمانی که بتوانم پول مهریه اش راجورکنم
د- انشاا... بقای عمر 5 تای دیگر باشه

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 16:5  توسط cheeky girl  | 

داستان عمع عطاروچندداستان دیگر

داستان عندخنده

داستان عمه عطار

چندی پیش دوستم تعریف می کرد که برادرزاه ی دبستانی اش هیجان زده از مدرسه به خانه می آید و می گوید که سر صف اعلام کردند که هر کس که بهترین تحقیق راجع به زندگی عمه عطار بکند و تا پایان هفته به مدرسه بدهد جایزه تعلق می گیرد.
همه خانواده به اصرار برادرزاده به تکاپو افتادند تا راجع به عمه عطار تحقیق کنند اما دریغ از یک خط که در مورد خانواده پدری عطار در کتابها نوشته شده باشد و معلوم نبود آیا عطار عمه هم داشته است یا نه؟ به هر کسی که دستی در ادبیات داشت رو انداختند و همه متعجب بودند که این دیگر چه جور مسابقه ای است؟ باز اگر راجع به خود عطار بود یک حرفی اما عمه عطار؟!!!

خلاصه آخر هفته مادر بچه تصمیم می گیرد به مدرسه برود و با مسئولین آن صحبت کند که این چه بساطی است که راه انداخته اند و تحقیق محال از بچه ها خواسته اند. فکر می کنید چه جوابی به وی داده اند؟

مدیر مدرسه پاسخ می دهد : که اصلا موضوع این مسابقه تحقیق در مورد زندگی عمه عطار نبوده بلکه تحقیق در مورد زندگی ائمه اطهار بوده است!!!!!!!!

 

حتما ماجرای راننده ایرانی در کانادا را شنیده‌اید که دنده عقب می‌رفته که به ماشین یک کانادایی می‌زند و پلیس که می‌آید، از راننده ایرانی عذرخواهی می‌کند و می‌گوید " لابد راننده کانادایی مست است که مدعی‌ شده شما دنده عقب می‌رفتید!"

حالا اتفاق جالب‌تری در اتوبان اصفهان رخ داده: همشهری اصفهانی ما توی اتوبان با سرعت ۱۸۰ کیلومتر در ساعت می رفته که پلیس با دوربینش شکارش می کند و ماشینش را متوقف می کند. پلیس می‌آید کنار ماشین و می‌گوید:

"گواهینامه و کارت ماشین!" اصفهانی با لهجه غلیظی می‌گوید:" من گواهینامه ندارم. این ماشینم مالی من نیست. کارتا ایناشم پیشی من نیست.


من صاحَب ماشینا کشتم آ جنازشا انداختم تو صندق عقب. چاقوش هم صندلی عقب گذاشتم! حالاوَم داشتم میرفتم از مرز فرار کونم، شوما منا گرفتین."

مامور پلیس که حسابی گیج شده بوده بیسیم می‌زند به فرمانده‌اش و عین قضیه را تعریف می‌کند و درخواست کمک فوری می‌کند.

فرمانده اش هم میگوید که او کاری نکند تا خودش را برساند! فرمانده در اسرع وقت خودش را به محل می‌رساند و به راننده اصفهانی می‌گوید:

آقا گواهینامه؟ اصفهانی گواهینامه اش را از توی جیبش در می‌آورد و می‌دهد به فرمانده. فرمانده می‌گوید: کارت ماشین؟ اصفهانی کارت ماشین را که به نام خودش بوده از جیبش در می‌آورد و می‌دهد به فرمانده.

فرمانده که روی صندلی عقب چاقویی نیافته، عصبانی دستور می‌دهد راننده در صندوق عقب را باز کند. اصفهانی در را باز میکند و فرمانده می‌بیند که صندوق هم خالی است.

فرمانده که حسابی گیج شده بوده، به راننده اصفهانی می‌گوید:" پس این مأمور ما چی میگه؟!"

اصفهانی می‌گوید: "چی میدونم والا جناب سرهنگ! حتماً الانم می‌خواد بگد من داشتم ۱۸۰ تا سرعت می‌رفتم؟"

یک داستان کوتاه خنده دار انگلیسی با ترجمه فارسی

A 45 year old woman had a heart attack and was taken to the hospital. While on the operating table she had a near death experience. Seeing god she asked “is my time up?” god said: “ no , you have another 43 years , 2 month and 8 days to live upon recovery. The woman decided to stay in the hospital and have a face-lift , liposuction , breast implants and a tummy tuck. She even had someone come in and change her hair color and brighten her teeth. Since she had so much more time to live , she figured she might as well make the most of it. After her last operation , she was released from the hospital while crossing the street on her way home, she was killed by an ambulance. Arriving in front of god , she demanded  , “ I thought you said I had another 42 years? Why didn’t you pull me from out of the path of the ambulance?”

God replied : “ I didn’t recognize you”

ترجمه ی این داستان 

خانم 45 ساله ای سکته قلبی کرد و سریعاً به بیمارستان منتقل شد. وقتی زیر تیغ جراح بود عملاً مرگ را تجربه کرد. زمانیکه بی هوش بود خدا را دید. از خدا پرسید: آیا زمان مردنم فرا رسیده است؟ خدا پاسخ داد: نه، تو ۴۳ سال و ۲ ماه و ۸ روز دیگر فرصت خواهی شد. بعد از به هوش آمدن برای بهبود کامل خانم تصمیم گرفت که در بیمارستان باقی بماند. چون به زندگی بیشتر امیدوار بود، چند عمل زیبایی انجام داد. جراحی پلاستیک، لیپساکشن، جراحی بینی، جراحی ابرو و … او حتی رنگ موی خود را تغییر داد و حتی دندانهایش را سفید کرد.

از اونجایی که او زمان بیشتری برای زندگی داشت از این رو تصمیم گرفت که بتواند بیشترین استفاده را از این موقعیت ببرد. بعد از آخرین عملش او از بیمارستان مرخص شد.

وقتی برای عریمت به خانه داشت از خیابان عبور می کرد، با یک آمبولانس تصادف کرد و مرد!!! وقتی با خدا روبرو شد بهش گفت: من فکر کردم که گفتی 43 سال و اندی بعد مرگ من فرا می رسه؟ چرا من رو از جلوی آمبولانس نکشیدی کنار؟ چرا من مردم؟




خدا پاسخ داد؛ ببخشید، وقتی داشتی از خیابون رد می شدی نشناختمت!

وکیل خسیس اصفهانی:

مسئولین یک موسسه خیریه متوجه شدند که وکیلی پولدار در اصفهان زندگی می کند و تاکنون حتی یک ریال هم به خیریه کمک نکرده است. پس یکی از افرادشان را نزد او فرستادند.
مسئول خیریه : آقای وکیل ، ما در مورد شما تحقیق کردیم و متوجه شدیم که الحمدالله از درآمد بسیار خوبی برخوردار هستید ولی تاکنون هیچ کمکی به خیریه نکرده اید. نمی خواهیددر این امر خیر شرکت کنید.
وکیل میگه : آیا شما در تحقیقاتی که در مورد من کردند ، متوجه شدند که مادرم بعد از یک بیماری طولانی سه ساله ، هفته ی پیش درگذشت و در طول آن سه سال ، حقوق بازنشستگی اش کفاف مخارج سنگین درمانش را نمی داد ؟
مسئول خیریه با کمی شرمندگی: نه نمی دانستم خیلی تسلیت می گویم.
وکیل : آیا در تحقیقاتی که در مورد من کردید ، فهمیدید که برادرم در تصادف هر دو پایش را از دست داد و دیگر نمی تواند کار کند و زن و بچه دارد و سال هاست خانه نشین است نمی تواند از پس مخارج زندگیش براید؟
مسئول خیریه با شرمندگی بیشتر : نه نمی دانستیم ، چه گرفتاری بزرگی...
وکیل : آیا در تحقیقاتشان متوجه شدند که خواهرم سال هاست که در یک بیمارستان روانی است و چون بیمه نیست در تنگنای شدیدی برای تامین هزینه های درمانیش قرار دارد؟
مسئول خیریه که کاملا شرمنده شده بود گفت : ببخشید ، نمی دانستیم این همه گرفتاری دارید.
وکیل : خوب حالا وقتی که من به اینها یک ریال کمک نکرده ام ، شما چطور انتظار دارید به خیریه شما کمک کنم؟

آهو خیلی خوشگل بود . یک روز یک پری سراغش اومد و بهش گفت: آهو جون!دوست داری شوهرت چه جور موجودی باشه؟
آهو گفت: یه مرد خونسرد و خشن و زحمتکش.
پری آرزوی آهو رو برآورده کرد و آهو با یک الاغ ازدواج کرد.
شش ماه بعد آهو و الاغ برای طلاق سراغ حاکم جنگل رفتند.


حاکم پرسید : علت طلاق؟


آهو گفت: توافق اخلاقی نداریم, این خیلی خره.


حاکم پرسید:دیگه چی؟


آهو گفت: شوخی سرش نمیشه, تا براش عشوه میام جفتک می اندازه.


حاکم پرسید:دیگه چی؟


آهو گفت: آبروم پیش همه رفته , همه میگن شوهرم حماله.


حاکم پرسید:دیگه چی؟


آهو گفت: مشکل مسکن دارم , خونه ام عین طویله است.


حاکم پرسید:دیگه چی؟


آهو گفت: اعصابم را خورد کرده , هر چی ازش می پرسم مثل خر بهم نگاه می کنه.


حاکم پرسید:دیگه چی؟


آهو گفت: تا بهش یه چیز می گم صداش رو بلند می کنه و عرعر می کنه.


حاکم پرسید:دیگه چی؟


آهو گفت: از من خوشش نمی آد, همه اش میگه لاغر مردنی , تو مثل مانکن ها می مونی.


حاکم رو به الاغ کرد و گفت: آیا همسرت راست میگه؟


الاغ گفت: آره.


حاکم گفت: چرا این کارها رو می کنی ؟


الاغ گفت: واسه اینکه من خرم.


حاکم فکری کرد و گفت: خب خره دیگه چی کارش میشه کرد.

 

نتیجه گیری اخلاقی: در انتخاب همسر دقت کنید.
نتیجه گیری عاشقانه : مواظب باشید وقتی عاشق موجودی می شوید عشق چشم هایتان را کور نکند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 16:2  توسط cheeky girl  | 

روش شوهریابی


10 روش موثر و کارآمد شوهریابی از سنتی تا مدرنیته!!!

1-      روش جوادی:
یه بار یه جایی که توی دید طرف باشه و بتونه با دو تا شلیک خودشو بهت برسونه یهو غش می کنی و ولو می شی کف زمین. پس از چند دقیقه هذیون گفتن راجع به اینکه پسر پسر اصغر قصاب اومده خواستگاریت اما تو نمی خواهی به اون شوهر کنی/ مثلا به ضرب آب قند به هوش می آیی و وقتی چشمت به طرف می افته یهو بغضت می ترکه و د گریه. وقتی خوب گریه هاتو کردی و پاشدی که بری طرف کلی اصرار میکنه که برسونت.اما از اون اصرار و از تو انکار.خلاصه راه می افتی که بری اما یجوری راه می ری که مطمئن بشی طرف می تونه تا خونتون تعقیبت کنه... تا اینجا تو کار خودتو کردی اما از اینجا به بعدش دیگه با اوس کریمه.

-----------------------

2- روش یاهو مسنجری


این روش اخیرا کاربرد زیادی پیدا کرده و عمدتا هم به خاطر اینه که لازم نیست مستقیم توی چشمای طرف نگاه کنی و این برای آماتورها هم کمک خیلی بزرگیه.از ایکونهای گوگولی مگولی هم می تونی برای رسوندن مفهوم استفاده کنی.اما بدیشم اینه که بعضی وقتها توی چت یه سو تفاهم هایی پیش می آد که خر بیار و باقالی بار کن!!
نکته:این روش فقط وقتی کاربرد داره که مطلب بطور صریح ادا بشه اما به علت اینکه هیچ موجود اناثی اصولا این کاره نیست پس بهتره که اصلا قیدشو زد!

-----------------------


3-روش بچه خر خونی:
همون داستان جزوه و این که خودت واردی.
نکته:متاسفانه از اونجایی که مجموع دو متغیر زیبایی و خر خونی در مورد دختر جماعت همیشه یه مقدار ثابته بنابراین بهتر که روی این روش خیلی حساب نکنی!

-----------------------


4-روش خرکی:
جلوی یکی از این لندکروز سیاهها بوسش می کنی که بدونه بخاطر بد بخت کردنش همه کار می کنی.

-----------------------


5-روش مذهبی خفن:
چهل شب جمعه جلوی در خونتون رو جارو می کنی و آجیل مشکل گشا پخش می کنی . تو ی این مدت به هر چی امامزاده و صاحب کرامات هست متوسل میشی و نذر می کنی که اگه حاجتت روا شد هر شب تو سقا خونه آس مم تقی یه شمع روشن کنی ...ایشالا که حاجتتو میگیری.
نکته:خواهر التماس دعا

-----------------------


6-روش از ما بهتران:
لازم نیست کاری بکنی. فقط انتخاب کن!

-----------------------


7-روش بچه مثبت:
طرف و به یه کافی شاپ دعوت می کنیو اونجا خیلی معقول و منطقی مساله رو بهش می گی.اونم احتمالا یه فرصتی می خواد که فکر کنه و بعدشم ایشالا که بعله رو می گه.
نکته:تا حالا چیزی خنده دار تر از این شنیده بودی؟

-----------------------


8-روش عرفانی:
میری لب چشمه که آب بیاری می بینی از قضا اونم انجاست. یه جوری که انگار حواست نیستپات می خوره به کوزه طرف و کوزه خورد و خاکشیر می شه.بعد
لپات گل می اندازه و با عجله کوزتو پر می کنی و میری. اینجاست که طرف با خودش فکر می کنه:
اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی
خلالصه خیالت تخت باشه که کارت درسته!
نکته:
این روش در طی تاریخ امتحانشو بخوبی پس داده و بنا براین بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران معتقدن که بحران امروز
ازدواج در اثر لوله کشی شدن آب بوجود اومده.

-----------------------


9-روش لوس گری:
یه دفعه یه سوسک می بینی و بنا میذاری به جیغ! آ ی جیغ نکش کی بکش.طرف هم که وضع و اینطور می بینه به هر قیمتی شده سوسک و به دیار باقی می فرسته. حالا تو همچین تحویلش می گیری که انگار شیر شکار کرده! و بعدشم مثلال از ترس سوسک یه مدتی خودتو بهش می چسبونی و ازش جدا نمی شی! اگه کارا تا اینجا خوب پیش بره ما بقیش تضمین شدست.

-----------------------


10-روش شهرستانی:
یه بار با چشم گریون و تن لرزون طوری که طرف بشنفه برای دوستت درد دل می کنی که چطوری وقتی داشتی می اومدی یه پسره ی چشم نا پاک تو رو دید زده و بهت متلک پرونده. بعدشم هقی می زنی زیر گریه. اینجاست که دیگه رگ غیرت طرف باد می کنه و حساب یارو با کرام الکاتبینه!
نکته:
اگه کار به خون و خونریزی نکشه می تونی روی موفقییت حساب کنی. اما اوصولا زندگی با این آدم توصیه نمی شه.


به امید موفقیت..........

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 15:23  توسط cheeky girl  | 

مرگ

مرگـــــــــــــــــ

                                    مرگ ، آخر خط نیست ، آغاز بی خطی است.

                           مرگ بعضی انسان ها را زنده تر می کند.

                           مرگ پایان تردیدهاست.

                           مرگ ، حقّه و همه به حقشون می رسند.

                          مرگ در واپسین دم حیات متولد میشه. 

                         مرگ را به خاطر این دوست دارم که تمام قوم و خویشاوندان دور هم جمع می شوند.

                         مرگ ، ستایش آخر زندگی است.

                        مرگ فکری است که تا لحظه ی پایان ، دست از سرتان برنمی دارد.

                         مرگ ، کسی را خبر نمی کند ؛ ولی مرگ دیگران مخبر مرگ ماست.

                        مرگ ، گره زدن دو دنیاست.

                       مرگ ، مهمانی است که همه انتظار آمدنش را دارند ؛ ولی هیچ کس از آمدنشان شادنمیشود

 

                         مرگ و زندگی با هم گورستون رو آباد می کنن.

                            مرگ ، وسط زندگی پریدن است.

                            مرگ ، همه کاره ی زندگی است.

                            مرگ یخ بستن آبی است که عمری روان بوده است.

                           مرگ ، یک پای زندگی است.

                           مرگ شال و کلاه کردن زندگی است.

                          مطالعه در گورستان احتیاج به ورق زدن سنگ قبرها نداره.

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 14:4  توسط cheeky girl  | 

سخناای بزرگان

ای خداااااااااااااا شانس که نداریم.بعدازاینهمه تایپ کردن

یکدفعه بزنه برق بره؟شماچه حالی بهتون دست میده؟

ای وای نــــــــــــــــــــــــنه

حالااشکال نداره.چندتاسخن ازبزرگان

برای نادان پیرایه ای سزاورتر و زیباتر از خاموشی نیست .

بزرگمهر

هنر آموختن گوش کردن است .

گادامر

چه زیبایند آنانی که همیشه لبخندی برلب دارند .

ارد بزرگ

در میان امواج ، در جاده های پر فراز و نشیب و در دریاها به دنبال خوشبختی می دویم ،

در حالیکه خوشبختی در اینجاست .

هوراس

به لاک پشت ها نگاه کنید، آنها تنها وقتی پیشرفت می کنند که

سرشان را از لاک خود بیرون می آورد .

جیمز بریانت

شایستگان آنانی هستند که آفریننده و منجی اند .

ارد بزرگ

درخشان ترین تاجی که مردم بر سر می نهند در آتش کوره ها ساخته شده است .

چارلی چاپلین

یکبار پشیمان نشدم بر اینکه چرا گفتم ولی باره ندامت بردم به آنچه گفتم .

فلمز

آنانکه هنجار وجودیشان در نابودی داشته های دیگران است

و خود بی میوه اند را باید به کارهای بدنی واداشت

تا بدین گونه خیری برای همگان و خویش داشته باشند .

ارد بزرگ

خواننده دقیق می تواند در یک سال از روزنامه ها

بیش از آن چیزهای مفید بخواند و بیاموزد که

دانشمندان از کتابخانه های بزرگ خود می آموزند .

ف – ب – سبزن

اگر شیر درنده ای در برابرت باشد بهتر است از اینکه سگ خائنی پشت سرت باشد

اگر قادر نیستی خود را بالا ببری

همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه‌ای را بالا ببری

(دکتر علی شریعتی)

زندگی به من آموخت که چگونه گریه کنم

اما گریه به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم…..تو

نیز به من آموختی چگونه دوست بدارم

اما به من نیاموختی که چگونه تو رو فراموش کنم

جبران خلیل جبران:

چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی

دست به دعا برداری

در نگاه کسانی که پرواز را نمی فهمند هرچه بیشتر اوج بگیری

کوچکتر  خواهی شد

در طوفان زندگی باخدا بودن بهتر از ناخدا بودن است

چه ساده با گریستن خویش زاده میشویم

و چه ساده با گریستن دیگران از دنیا میرویم

و در میان این دو سادگی معنایی میسازیم

به نام  زندگی

ازدواج مثل بازار رفتن است ، تا پول و احتیاج و اراده نداری به بازار نرو!

زندگی را تو بساز ، نه بدان ساز که سازند و پذیری بی حرف ،

زندگی یعنی جنگ ، تو بجنگ ، زندگی یعنی عشق ، تو بدان عشق بورز.

سکوت سرشار از ناگفته هاست و ناگفته ها پر بهاترین داشته هاست!

تاریک ترین ساعت شب درست ساعات قبل از طلوع خورشید است

پس همیشه امید داشته باش . . .

چه خوب می شد اگر ، اطلاعات را با عقل اشتباه نمی گرفتیم و عشق را با هوس

و حقیقت را با واقعیت و حلال را با حرام و دنیا را با عقبی و رحمان را با شیطان . . .

هنگامی که دوستی به مشکلی برخورده است ،

او را با پرسیدن اینکه : “چه کاری میتونم برات انجام بدم” آزار ندهید ،

یک فکر مناسب بکنید و آن را انجام دهید . . .

الهی مرا برای خودت آفریادی ز مادر برای عشق ورزیدن به تو

زاده شده ام

مرا صید هیچ آفریده مکن


میدونی ادمها چرا وقتی بزرگ میشن دیگه با مداد نمی نویسند !!!

چون یاد بگیرند هر اشتباهی دیگه پاک نمیشه.



 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم بهمن 1388ساعت 13:55  توسط cheeky girl  | 

مطالب قدیمی‌تر